♥♥♥♥♥ به روزهای سخت نبودنت قسم که وقتی بودی هم هیچ گهی نخوردی:| ♥♥♥♥♥♥
خوبین دوستان ؟
یه موقع هایی هست...سیگار جلوت...ویسکی کنارت...اما نه سیگارو میکشی...نه ویسکی می خوری...سرتو تکون میدی...لبخند میزنی و میگی:مرده شور این زندگی رو ببره.....!
به افتادن من در خیابان خندیدی و من همه ی حواسم به چشمان مردم شهر بود که عاشق خنده ات نشوند .....
عاشق اونیه که وقتی داره ترکش میکنه,باز بگه رسیدی تک بزن,خیالم راحت شه :l
یک پیک میخورم سلامتی همه اون پسر یا دخترایی عاشقشون بودیم ولی ولمون کردن

پایان
درددل می کرد با چشمی پر آب
گفت:مادر حالم اصلا خوب نیست
زندگی از بهر من مطلوب نیست
گو چه خاکی را بریزم بر سرم؟
روی دستت باد کردم مادرم!
سن من از بیست وشش افزون شد
دل میان سینه غرق خون شد
هیچ کس مجنون این لیلا نشد
شوهری از بهر من پیدا نشد
غم میان سینه شد انباشته
بوی ترشی خانه را برداشته!
مادرش چون حرف دختش را شنفت
خنده بر لب آمدش آهسته گفت:
دخترم بخت تو هم وا می شود
غنچه ی عشقت شکوفا می شود
غصه ها را از وجودت دور کن
این همه شوهر یکی را تور کن!
گفت دختر مادر محبوب من!
ای رفیق مهربان و خوب من!
گفته ام با دوستانم بارها
من بدم می آید از این کارها
در خیابان یا میان کوچه ها
سر به زیر و با وقارم هر کجا
کی نگاهی می کنم بر یک پسر
مغز یابو خورده ام یا مغز خر!؟
غیر از آن روزی که گشتم همسفر
با سعیدویاسر وایضا صفر
با سه تاشان رفته بودم سینما
بگذریم از مابقی ماجرا!
یک سری هم صحبت صادق شدم
او خرم کرد آخرش عاشق شدم
یک دو ماهی یار من بود و پرید
قلب من از عشق او خیری ندید
مصطفای حاج علی اصغر شله
یک زمانی عاشق من شد،بله
بعد جعفر یار من عباس بود
البته وسواسی وحساس بود
بعد ازآن وسواسی پر ادعا
شد رفیقم خان داداش المیرا
بعد او هم عاشق مانی شدم
بعد مانی عاشق هانی شدم
بعدهانی عاشق نادر شدم
بعد نادر عاشق ناصر شدم
مادرش آمد میان حرف او
گفت: ساکت شو دگر ای فتنه جو!
گرچه من هم در زمان دختری
روز و شب بودم به فکر شوهری
لیک جز آن که تو را باشد پدر
دل نمی دادم به هرکس اینقدر
خاک عالم بر سرت ،خیلی بدی
واقعا که پوز مادر را زدی
بر سنگ قبر من بنویسید خسته بود .
اهل زمین نبود نمازش شکسته بود .
بر سنگ قبر من بنویسید پاک بود
چشمان او که دائماً از اشک شسته بود .
بر سنگ قبر من بنویسید این درخت
عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود .
بر سنگ قبر من بنویسید کل عمر
پشت دری که باز نمی شد نشسته بود .
